تولد آتنا
فردای تمام شدن امتحاناتت برای دوستت آتنا جشن گرفتی تو کافه هرمس . در طول امتحانات کلن به فکر این جشن بودی . همش در صدد بودی که بهترین جشن تولد رو براش بگیری و همش سایت گردی میکردی و در مورد کیک و تزیین بادکنک و غیره .... سرچ میکردی بالاخره انجام شد و خیلی راضی بودی و خیلی هم بهتون خوش گذشته بود . بعدش هم رفته بودید پارک طالقانی و تو فضای آزاد هم چند تا عکس گرفته بودید . البته آتنا موقع ورود به کافه اصلا متوجه سوپرایزت نشده بود و تو از این قضیه حرص میخوردی خیلی زحمت کشیدی واسه این تولد * همه چیز رو هم با هم ست کرده بودی * کادوی تولد هم براش یه دستبند گرفتی 😍 ...
مریضی محمدحسین
بعلت سرماخوردگی و گلودرد رفتم اجازه شو گرفتم بردم درمانگاه تامین اجتماعی . اونروز بعدازظهری بود . ...
بارگذاری عکسای تولد رانیا بعد از کلی تأخیر
- تاریخ برگزاری تولد 1401/6/12 در سفره خونه ایرانیان - اولین تولد 4 نفره مون - مهمونامون تینا و مامان تینا و خواهرش - سفارش کیک بعهده مامان تینا بود چون میخواستیم رانیا را سوپرایز کنیم . در مسیر هم تو خ فردوسی بادکنکاشو گرفتیم . - به رانیا گفته بودیم که تولد مامان تیناس - رانیا هم بصورت قایمکی شاید بیشتر از 10 بار به مامان تینا پیام داده بود که خاله توروخدا منم ببرید 😅 - بعدازظهر رفتیم - شب هم رفتیم خونه آبا ، اونجا هم زندایی ظریفه زحمت کشیده بود براش کیک درست کرده بود - کادوش هم کیف و شال تقریبا ست که روز قبل من سرکار بودم ریحانه رفته بود گرفته بود و من از محل کارم کارت به کار...
اولین روز رفتن محمدحسین به فوتسال
سوم خرداد 1402 بود که محمدحسین رو تو سالن تختی (سالن انقلاب) برای فوتسال ثبت نام کردم . علاقه شدیدی به فوتسال داره و روز اول بدونه لباس بود ولی برای جلسه دوم براش تهیه کردم . اسم مربی اش هم آقای عیوضی می باشد و روزهای فعالیت شون هم روزهای زوج از ساعت 5 و نیم بعدازظهر تا ساعت 7 می باشد . ...
بدترین اتفاق زندگیمون
سفر به قم
تولد 8 سالگی محمدحسین
تولد محمدحسین افتاده بود روز چهارشنبه من از سرکار رفتم دیدم ریحانه خونه رو مرتب کرده و مقداری میوه و ذرت آماده کرده بود که مثلا تو خونه دل محمدحسین رو شاد کنه . آخه محمدحسین صب که از خواب پا شده بود گفته بود : اونجور که معلومه میخوایید جشن تولد منو ساده بگیرید 😅 بعد همگی آماده شدیم که ببریمش شهربازی سرپوشیده خ تعاون قرار بود پروین هم با آیسو بیاد . رفتیم دنبالشون اول رفتیم پارک شکوفه چند تا عکس گرفتیم تا شهربازی باز بشه رانیا بخاطر پاش نتونست هیچ بازی انجام بده ولی آیسو و محمدحسین هم بازی طبقه بالا و پایین را بازی کردند . از اونجا رفتیم شیرینی فروشی مادر کیک شو انتخاب کردیم عدد 8 و شمع گرفتیم و رفتیم خونه تا بابا بیاد ...
تولد 8 سالگی محمدحسین
تولدش روز چهارشنبه بود . روز سه شنبه رفتیم از فروشگاه فاتح یک ماشین کنترلی که خودش از ماهها قبل کادوشو تعیین کرده بود گرفتیم . روزچهارشنبه به اتفاق آجی پروین و آیسو رفتیم شهربازی سرپوشیده خیابان تعاون که خیلی هم بهش خوش گذشته بود و میگفت مامان دوباره بیاییم اینجا . بعد از بازی رفتیم شیرینی فروشی مادر کیک و بادکنکاش هم گرفتیم و رفتیم خونه بابا از سرکار اومد با هم رفتیم یولاق رستوران باغ سبز مراسم تولدشو گرفتیم ، کادوهاشو دادیم و شام خوردیم و اومدیم .












