سفر تابستان 98
عمل قلب باز آبا
روز شنبه 15 تیر که تو باغای یولقون آغاج بودیم پیش خاله صدیقه اینا . از طرف بیمارستان زنگ زدن و گفتن عمل مادرتون که 17 ام بوده به تعویق افتاده یعنی افتاده شنبه هفته بعد (98/4/22) روز شنبه منو دایی جعفر باتفاق آبا رفتیم بیمارستان کارای بستری شو تا ساعت 12 انجام دادیم . مادرم بستری شد و چون نیاز به همراه نبود ما اومدیم روز دوشنبه وقت عمل اش بود . دوباره روز دوشنبه رفتیم راهی اتاق عمل اش کردیم . ساعت 7و نیم رفت ساعت 4 بعدازظهر از اتاق عمل اومد بیرون . بعد از اون بردن اتاق آی سی یو . ما هم رفتیم از پشت ساختمان بیمارستان از یه پنجره کوچیک دیدیمش و برگشتیم ساوه روز پنج شنبه بخاطر اینکه انتقال داده بودن بخش ، یه ماشین رفتیم برای...
عروسی نسیم
این روزای رانیا
پست همینجوری
رانیا : مامان داشتی فلان چیز رو می خریدی ، یعنی مامان کاشکی فلان کار رو میکردی . به کاشکی ، داشتی میگه محمدحسین : هر وقت که یادش بیفته ازم میپرسه : مامانم باهام دوستی ؟ منم جواب میدم آره قربونت برم چرا دوست نیستم . من عاشقتم تشم : محمدحسین به چشم میگه تشم تلم براش تنگ شده : یعنی دلم برات تنگ شده
رانیا در مدرسه
تولد مانیا تولد ملینا تولد رها تولد ثنا جشن یلدا جشن انقلاب سفره هفت سین نوروز 98 جشنواره ماکارونی مراسم روز معلم ...






