مراسم نام گذاری بنیامین
عزیزم در شب پنج شنبه تاریخ 8/2/90 اسم نی نی دایی صادق و گذاشتیم . پنج شنبه ساعت 24/1 من محل کارمو ترک کردم و مستقیم رفتم خونه دایی صادق . بابا نزدیکای 30/2 بود که زنگ زد از دانشگاه زنگ زدند باهات کار دارن ، من هم زنگ زدم دانشگاه ، گفتند آقای یوسفی اومده شما نیاز نیست که بیاین . دیگه با خیال راحت کارا را ادامه دادم . غافل از اینکه ... درست کردن سالاد و مرغ به عهده من بود که من بعد از درست کردن سالاد و مرغ رفتم خونمون هم دوش بگیرم و هم لباسهای تورو بیارم. تو هم با خاله وجیهه از مهدکودک اومده بودید خونمون که وقتی بابایی از سرکار اومده بود شما رو آورد اونجا. بعد دوتایی با خاله وجیهه خونه دایی صادق رفتید حموم. من هم بعد از د...
نویسنده :
مریم محمدی
10:32





